بود...هست...نیست

دنبال کردن و شدن قاعده دارد نه اجبار!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۱
    2030

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ارزیابی شتاب زده» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰


بعد از چند سال انتظار امسال قسمت شد با بهترین همسفرهایی که حتی فکر نمی‌کردم یه روز کنار هم قرار بگیریم راهی سفر بشم

دوست داشتم مثل همه سفرهایی که تا الان رفتم و برگشتم بی سروصدای مجازی بدرقه بشم

ولی چون سفر اولی و تبعا زیارت اولی‌ام حقی از دوستان بر گردن خودم می‌بینم که حداقل حلالیت مجازی بطلبم

ان شا الله اگر راهی شدم، دعاگوی دوستان مجازی و حقیقی خواهم بود

اگر پیاده رفتن هم روزی‌مان شد، قدمی به نیت دوستان جا مانده خواهم برداشت

*پیشاپیش عذر تقصیر بابت دیر جواب دادن به نظرات‌تان

  • ۰
  • ۰

ملت

هفته ای که گذشت در اردوی آموزشی گروه بزرگی بودم که سرشار از تجربه های عینی و عملی بود

برای فهم رابطه ملت و دولت و مسئولیت و انتخاب!

چقدر بجای چند سخنرانی و فیلم چند روز مسئولیت مدارانه زندگی کردن باعث چالش واقعی و فهم عمیق غیرقابل تغییر شد

معنی لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را با گوشت و پوست احساس کردند

کاش همه ما قبل از ورود به دنیای احساساتی حرف زدن و عمل کردن و نقد غرغرانه چند روزی طعم جایگاه انتخاب مسئولیت مدارانه را میچشیدیم

مطمئا پختگی این طعم هرگز از یاد نخواهد رفت

*شاید بعدا با جزییات بیشتر نوشتم تا یادم بماند‎(:‎


  • من
  • ۰
  • ۰

پساکنکور

تقریبا یک هفته صبر کردم و آشکار و نهان خلایق رو به نوشتن فراخواندم ولی جز اندکی لبیک نگفتن و اینگونه شد که رفتم آرشیوها رو هم ورق زدم


*بوبک یه زبان خونده ی زیست شناسه

یعنی اول کمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه چمران اهواز خونده و بعد رفته زیست شناسی یه دانشگاه دیگه رو ادامه داده

از انتخاب خودش هم بسیار راضیه:-)

اگه هنوز به جمله طلایی چراغ اول ایمان نیاوردین ،بوبک رو الگو قرار بدین و بیارین

و اگه اطلاعی از دانشگاه چمران ندارید باید بگم دانشگاه مادره، یعنی همه رشته هارو داره

علوم پزشکیش به جندی شاپور معروفه

از گرمای بهار و اوایل پاییز اهواز که بگذریم بسیار فضای دانشجویی گرم و دانشینی داره

مجموعه خوابگاهی تقریبا خوبی داره و بخاطر قطب چندتا استان با تنوع قومیتی، ممکنه از هر قومی اونجا همکلاسی و خوابگاهی داشته باشین

این پست ایشون یه لینک کانال معرفی رشته‌اس که تقریبا از هرگروه چندتا رشته معرفی شدن


 *دلژین یک عدد مهندس پزشک شده‌اس

یعنی اول یه سال مهندسی خونده بعد وارد علاقه اول و آخرش یعنی پزشکی شده:-)

توی شهری که درس می‌خونه تنها زندگی می‌کنه و کوله بار تجربه‌اس

یه مجموعه پست کنکور و ملحقات داره که بسیار راه‌گشاست

اگه انتخاب ازلی و ابدی‌تون پزشکیه و حاضر نیستین حتی به زیرگروه های پیراپزشکی نگاه کنین یه سر به این لینک بزنید


*حریر یه عاشق بالفطره ادبیاته

کسی که از اول انتخاب کرده و تا آخر پای همون وایساده و استعدادشم داره

چیزایی که توی این رشته برای دوام آوردن خیلی لازمن...

الان هم دانشگاه خوارزمی درس میخونه

نوشته‌های کمی درباره کنکور و حواشیش داره ولی خوندن همون معدود پست‌ها و مخصوصا این پست رو به کسایی که دارن تا اعلام نتایج از استرس روزهاشونو حروم می‌کنن توصیه می‌کنم


*جولیک یه مهندس کامپیوتر شهید بهشتی خونده‌ی ضد شهید بهشتی رفتنه

یه پست ضدتبلیغ هم داشت که فرصت نکردم پیداش کنم

اگه دوست دارین این دانشگاه درس بخونید تا بعد از انتخاب رشته اصلا سراغ جولیک نرید

چون شمارو با واقعیاتی آشنا می‌کنه که تقریبا توی پنجاه درصد دانشگاه‌های تهران مشترکه و اصلا برای نوگل خندانی که دانشگاه رو مدینه فاضله می‌دونه دونستن‌شون شیرین نیست

باید کم کم متوجه بشین اسم دانشگاه از بیرون بقیه رو می‌کشه از درون خودتون رو 


*شباهنگ یه مهندسی برق شریف (این شریفه مهمه ها خیلی مهمه) خونده‌ی زبان‌شناسی ادامه داده‌ی احتمالا علوم شناختی خواهد ادامه داد، است

هر توضیح اضافه ای تیترو ضایع می‌کنه:-))


 *انیشتین زمانه‌ات را بشناس

ماگدالین یا دیوونه‌ی خل و چل( استغفرلا) یه المپیاد فیزیکی و دانشجوی فیزیک شریفه!

خیلی بعد از کنکورش وبلاگ ننوشت و توضیح عمومی نداد ولی بهرحال چهره ماندگارن:-)


*بیولوژک زیست شناسی سلولی مولکولی میخونه و خیلی جامع و کامل واحدهای درسی و رشته اش رو معرفی کرده؛ اگر عشق پزشکی کورتون نکرده و نظر چوگویک رو هم قبول ندارین:-) بقیه قشنگی های دنیا رو هم ببینید:-)


*همدم ماه سال اول پزشکی رو چند روز پیش تموم کرده و الان هم این پست بسیار موجز و مختصر رو در مورد چه بخوانیم؟ پزشکی؟ دندون؟ دارو؟ از کانال مستانه براتون گذاشته و راهنمایی های دقیقی کرده:-)) 


** اگر فکر می‌کنین رشته خاصی رو فقط بخاطر خوندن یکی دوتا کتاب توی دبیرستان دوست دارین و مصمم به ادامه دادنش هستین حتما حتما تحقیق کنید

تا جایی که متوجه شدم توی بیان در رشته‌های متنوعی بلاگر داریم که میشه ازشون در مورد محیط درسی، کتاب‌هایی که در طول تحصیل می‌خونن، بیشترین موضوعی که باهاش سروکار دارن و فضای علمی و شغلی پرسید

گاهی چیزی که توی مدرسه خونده میشه یه قطره شیرین از یه مجموعه تلخ و شیرین بزرگه

ممکنه یه رشته اسم جذابی داشته باشه ولی در عمل خیلی خشک‌تر ازون چیزی باشه که به‌نظر می‌رسیده و پاس کردن هر واحد درسیش عذاب باشه


*** به توانایی‌ها و علاقه‌ها بدون اغراق نگاه و متناسب با روحیات، رشته انتخاب کنید

گاهی تصورات اشتباه از خودمون مارو به سمت انتخابی می‌برن که رضایت واقعی توش حاصل نمیشه...


  • من
  • ۰
  • ۰

کنکور

بالاخره دیو بیرون رفت و فرشته به درآمد :-)

الان تا اعلام نتایج فراغ‌بالانه ترین ایام زندگی یه از کنکور فارغ شده است که تا وارد دانشگاه نشه ارزش این یکی دو ماه مشخص نمیشه

درسته یه رشته هایی اسما خیلی مشهورن مثل حقوق و روان‌شناسی برای انسانی ها، برق و عمران برای ریاضی ها، پزشکی و دندون برای تجربی ها و گرایش های هنر و زبان های مختلف ولی گاهی نوشتن ازشون و محیط درسی‌ای که چشم انتظار یه دانشجوئه شاید خیلی با تصورات یه دانش‌آموز متفاوت باشه

حتی بعضی دانشگاه ها با همه کیفیتشون شاید خیلی شناخته شده نباشن و بعضی ها در عین اسم و رسم دار بودن برای بعضی رشته ها اصلا جالب نباشن

یه نظرم کار خوبی می‌شد تا اعلام رتبه ها* مثل یه بازی وبلاگی هرکسی تجربه خودش رو از دانشگاه و حتی شهر دانشجویی و آمادگی هایی که بعدا فهمیده از قبل بهتر بوده کسب کنه و رشته خودش هر‌چقدر هم معروف، بنویسه

شاید توی انتخاب بهتر مسیر چهارساله پیش رو به خیلی ها کمک بکنه


هر کسی در مورد این موضوع نوشت خوشحال میشم لینکشو اینجا هم بذاره :-)


* ایام بعد از اعلام نتایج فضا هیجانیه و قبل ازون بهتر و بیشتر میشه در این مورد نوشت و صحبت کرد


** رفع سوتفاهم نوشت :

کنکوری نیستم ولی کنکوری هارو دوست دارم


  • من
  • ۱
  • ۱

2030

چند سال پیش که به واسطه کارورزی دوستان رشته‌های مرتبط با مدارس و سکونت اجباری در منطقه 2، داستان‌های مشاورهاشون رو می‌شنیدم، تفاوت فرهنگی و ... در تربیت نسلی رو می‌دیدم که انگار آموزش و پرورش ازشون یه قدم عقبه...

مسائلی که توی شهرهای دیگه هنوز قبح خودشون رو دارن به راحتی جزو رفتارهای روزمره اس...

خانواده‌هایی که هزار و یک مساله اخلاقی داشتن و از کادر مدرسه انتظار تحویل دادن یه انسان نرمال به جامعه رو داشتن

دسترسی دائم به الکل و پورن و غافل شدن خانواده ها از چطور بزرگ شدن بچه‌هاشون

پدری که هر شب مست و لایعقل خانم همراه خودش به خونه ای میاره که با دختر دبستانیش تنها توی اون زندگی میکنه و هیچ حریمی برای روابطش قائل نیست و عوارض بلوغ زودرس فرزندش رو فقط مشاور مدرسه میبینه

مادر پزشک متخصص متاهلی که روابط خارج از عرفش با مرد دیگه، باعث بروز ناهنجاری رفتاری فرزندش توی مدرسه شده

مادری که وقتی شوهر مهندسش هفته ها جنوب کشور کار میکرد مرد دیگه ای رو به خونه میاورد و عوارض روحی این رابطه و مخفی نبودنش، دختر نوجونش رو به افسردگی کشیده بود

پسرهای دبستانی ای که وقتی صحبت های دونفره شون رو اتفاقی می‌شنیدی فکر میکردی دو تا مرد متاهل دارن تجارب خصوصیشون رو به‌هم منتقل میکنن

دخترهای نوجونی که رابطه داشتن با جنس مخالفشون رو جزو حقوق اون پسر می‌دونستن و نه گفتن یا حتی ابراز عدم تمایل، براشون غیرقابل تصور بود

دوران نوجونی احساسات سریعتر رشد میکنن ولی عقل هنوز برای همراهی درست باهاش هماهنگ نشده و چند سال صبر میخواد

پارسال همین موقع ها بود که سند2030 مطرح شد و خب اونموقع هر صحبتی به غیر‌کارشناسانه‌ترین حالت تخطئه می‌شد

اشکال عمده ای که سند2030 داشت این بود که نظام آموزشی نباید در بیرون از کشور نوشته شود که البته تنها اشکال هم نبود و مغایرت های اساسی با دین و عرفمون هم داشت

اول از همه بهتره یه بار متن این سند رو به انگلیسی از توی سایت یونسکو بخونین، و توجه کنید که توی اسناد بین المللی کلمات و بار معناییشون بسیار مهمه و لزوما برداشت شخصی از یه کلمه به معنی درست بودن نیست(کلمه Suspend در متن برجام را به یاد آر)

بعد ترجمه یونسکو به یونسکو جلو برید و هر کلمه ای که فکر میکنید توی ذهن شما مشخصه، در اسناد دیگه این سازمان بررسی بکنید تا به تعریف دقیق کلمه برسید

معروفترین مثال هم کلمه‌ی خانواده، که توی ذهن ما یه خانم و آقاست، ولی منظور یونسکو هر دونفری که کنار هم زندگی می‌کنن( بحث برخورد با دگرباشان جنسی جداست)

مثل کنوانسیون حقوق زنان(رفع تبعیض علیه زنان) که وقتی اونموقع‌ها بندهاش رو برامون میخوندن همه به به چه چه گویان در تعجب بودیم چرا باید ایران مخالف همچین چیزی باشه

وقتی توضیح دادن زمانی که گفته میشه خانم ها اجازه دسترسی به همه مشاغل رو داشته و مورد حمایت باشن، روسپیگری هم جزو مشاغله و ایران باید ازین شغل حمایت بکنه

و اینکه ما نمی‌تونیم بگیم حله! بعد بیایم اونجاهایی که با عرف ما نمیخونه رو انجام ندیم

چون این تعهدنامه های بین المللی معمولا هیات های پیگیری و بررسی و زمان‌بندی اجرا دارن که مثلا دو سال فرصت دارین از نقطه 1به 2 رسیده باشین و در صورت اهمال پیگیری های لازم انجام میشه

مثلا با توجه به تعداد نرمال سقط در یکسال شما موظف به ارتقای بیمارستان ها و امکانات پایان بارداری در همه کشور می‌شین که این موضوع رو نهاد نظارت کننده پیگیری میکنه

در مورد ایران که ما اصلا نهاد و مولفه مشخصی برای نظارت بر نحوه اجرای2030 اعلام نکردیم

نکته جالب اینکه بعضی ازین معاهدات بین المللی خیلی معمولی، پشتوانه نظامی دارن!

اینکه حالا یه عده میگن اومدن خانم اشکی به ماه عسل و صحبت از واکسن اچ پی وی و آموزش های جنسی برنامه ریزی شده بوده و سند 2030 و .... در حقیقت یه خلط مبحثه

هیچ عقل سلیمی آموزش های لازم سن بلوغ، آشنایی با بدن، بیماری های پرخطر و روش انتقال و سلامت جنسی رو رد نمیکنه

و البته آموزشی که به یه نوجون با مختصات اول متن داده میشه، با آموزشی که توی یه روستا توی هرمزگان داده میشه مثل هم و همزمان نیست و نباید باشه ولی در اینکه اصل آموزش باید وجود داشته باشه شکی نیست

چون به اندازه همون موضوعات اول متن، داستان های عجیب‌تر حتی از قشر تحصیلکرده‌ی بدون آموزش درست دیدم و شنیدم...

سند2030 ابعاد گسترده ای داره که اینجا جای بررسی اونها نیست ولی اگر دوست داشتین این برنامه قسمت هایی ازین سند رو بررسی کرده، ببینید.

یا بخونید


  • ۰
  • ۰

هدیه

ده سال پیش بود، شاید همین روزها بچه مدرسه ای بودم که رفتم کافی نت و برای اهدای عضو ثبت نام کردم.

یادمه موقع زدن اون تیک های اعضای اهدایی یکم از فکر کردن به بدن مرده خودم چندشم شد و برای اهدای قرنیه ام یکم دودل بودم

اونموقع غیر از یه نفر، تو خونه کسی خبر نداشت تا کارتها اومد دم در!

اشتباها دو تا کارت برام فرستاده بودن، احتمالا برای قاب کردن به یاد آن مرحوم مغفور سفر کرده:-)

مامانم که همون موقع میخواست جنازمو تحویل واحد فراهم آوری اعضای پیوندی بدهD-:

از آنجایی که این کارت صرفا جنبه تزیینی دارد و هیچگونه ارزش دیگری ندارد بجز اینکه به خانواده یعنی اولیای دم یادآوری بکنه آن مرحوم خودش اصرار داشت شام شب سوسک و مورچه ها نشه! هربار تلوزیون یا اطرافیان خبر پیوند عضو مرگ مغزی رو اطلاع میدن مامانم یادآوری میکنه من که رضایت نمیدم!

برای رضایت گرفتن امیدم بعد از خدا به احسان علیخانیه، که یه چند تا ماه عسل اسلشر دیگه بره! احتمالا کل خانواده کارت میگیرن و داوطلبانه عضو اهدا میکنن:-)

چند شب پیش هم سینمایی "فصل نرگس" رو پخش میکرد، جدای از اینکه چه فیلم خوبی بود، مامانم هم با دقت داشت میدید و منم به تناسب فضا چند خط روضه میخوندم که چقدر خوبه آدم باقیات صالحات بذاره، چقدر خوبه آدم عاقبت بخیر باشه و بعد از مرگش خوبی هاش ادامه پیدا بکنه و یه عده هنوز از وجودش بهره خیر ببرن، هر کسی که نمیتونه شهید بشه و با رزومه پاک بره، ولی این کار مخصوصا وقتی با انتخاب خودت باشه، شاید باعث بشه یه چیزایی از پرونده ات پاک بشه...

هیچکدوم از ما از فردای خودمون خبر نداره شاید ده سال دیگه برای داشتن یه قلب سالم قراره دعا بکنم زندگی دیگه ای که تموم شده رضایت بده زندگی من ادامه پیدا بکنه...

تو نیکی میکن و در دجله انداز              که ایزد در بیابانت دهد باز

cart

*اونموقع کارتها این شکلی بود الان دیدم عوض شدن ولی اون اسم واحد فراهم آوری اعضای پیوندی آدمو یاد تره بار برادران قصاب زاده و شرکا میندازهD-:

در وب آقاگل بیشتر بخوانید : http://aghagol.blog.ir/post/1175

  • من
  • ۰
  • ۰

مارکوپولو

از اول بهمن تا الان دوزاده تا سفر کوتاه و بلند داشتم که اواخر این هفته یکی دیگه باید برم

انقدر نماز شکسته خوندم که دیگه برای کامل خوندن باید ریست فکتوری بکنم

حالا ماه رمضون که بشه دریغ از رفتن تا خیابون بغلی چه برسه روزه مسافر‎;)‎

هعی

کتابهایی که این مدت و ایام نمایشگاه گرفتم رو هم باید بشینم افطار تا سحر بخونم

اینها جدای از دسته بندی و رده بندی انیمیشن هاست که خودش یه پروژه عظیمه ولی اصلا خسته کننده نیست خداروشکر‎(:‎

اگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم به یاریم بیان مشق های کلاس رسانه مو تحویل بدم‎):‎

بشینم عکسهای سفر کشیمر نرفته رو همزمان با قیمت دلار😢لایک بکنم‎:D

پروژه کتاب کودک ناتمام پارسال رو به حول و قوه الهی یه سروسامون بدم

کادوهای تولد خاندان جلیل القدر رو تهیه کنم‎:'(‎

الانم برم بشینم سر کتابخونیم که به ددلاین سه شنبه برسونم

تا ساعتی دیگر هم باید برم کتابهای امانتی یکسال و نیم پیش دوست عزیز بلاگر سابق رو به اضافه چندتا کتاب تازه از تنور نمایشگاه دراومده و "جز از کل" نمایشگاه پارسال رو به دستشون برسونم

* تازه فهمیدم کتاب "اتاق" و "پروفسور و پرستار" از خریدهام جا موندن

احتمالا نشر آموت تخفیف نداشته وگرنه دوسال از لیست جا موندن چه حکمتی داره؟

** با تشکرات ویژه ازون دوتا خانمی که وقتی خریدهام تموم شده بود از کنارم رد شدن و با اسم بردن از دوتا کتاب یادم انداختن من سه تا کتاب دیگه میخوام خلاصه ممنون‎(:‎

*** از زمان دانشجویی خیلی دست که نه پا به سفرم خوب بود و حداقل نصف استانها رو رفتم و معمولا از چند روز تا چند هفته اونجاها زندگی کردم. بقیه بهم میگفتن مارکوپولو، ان شا الله دعای خیر دوستان بدرقه راه بشه بیرون ایران ندیده مخصوصا اون کشمیره‎:D از دنیا نرم الهی آمین!


  • من
  • ۰
  • ۰

Tu m'oublieras






Je te n'oublierai pas *

  • من
  • ۰
  • ۰

return

finally I arrived home...

  • من
  • ۰
  • ۰

ملس

بعد یه هفته کار سنگین، هنوز سفر از شرق تا غرب دور ادامه داره...

خوب و بد و تلخ و شیرین و سیاه و سفید یکجا کنار هم در نهایت شدت خودشون جمع بودن

امیدوارم پایان بندی خوبی هم داشته باشه

کار کردن با بچه های فهمیده و مودب فوق العاده اس

متاسفانه چیزی که در تربیت ایرانی به محاق رفته

خیلی تجربه شگفت انگیزی بود

مینویسم تا یادم بمونه از دعوت کننده ی این کار برای اعتمادش همیشه متشکر باشم

ث، ح، ز، م، ح، ع، ا، م، ص، ج، م

آ، م، ی، م

امیدوارم بتونین به زودی برگردین و در بهترین حالت ببینمتون

بهترین فارسی و عمیق ترین سوال...

بیشترین تغییر و ظریفترین حمایت و کمک...

سخت ترین ارتباط و بزرگترین کوچک...

مظلوم ترین و درخشانترین چشم...

و مهربونی های پاک...

امیدورام چیزی که به دست آوردین رو همیشه بتونین نگه دارین و با تصمیم هاتون زندگی فوق العاده ای داشته باشین

فراموشتون نمیکنم


 

  • من