بود...هست...نیست

  • ۰
  • ۰

وهم

من عشق

فکتم

وعف

و صبر

فمات

مات شهیدا  

...


  • من
  • ۰
  • ۰

ندارد

کسی انیمیشن خوب سراغ نداره؟

  • من
  • ۰
  • ۰

لمم

توبه برلب

سبحه برکف

دل پر از شوق گناه

...

  • من
  • ۰
  • ۰

خوشبختی یعنی...

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره بعد ده روز کار و مشغله برگشتم.
دو تا سفر پشت سر هم که هرکدوم تجربه های جدیدی بهم اضافه کرد...
آدم معنوی ای نیستم و خیلی دلم به زیارت گره نمیخوره و برای اولین بار زیارت امام رضا و دوست داشتن سفر مشهد رو درک کردم.
سابق بر این مشهد یه شهر بود مثل بقیه شهر ها و حرم مکان زیارتی مثل باقی مکانها
ولی اینبار با اینکه تقریبا جزو کوتاهترین سفرهای مشهدم محسوب میشد ولی با همیشه فرق کرد و با یه اسکان تقریبا خودخواسته چهل و هشت ساعته توی حرم بالاخره با امام رضا دوست شدم...
شب و روز عید غدیر و ندبه صحن گوهر شاد ...
کسایی که مجازا میشناختم رو هم دعا کردم و امیدوارم قسمت همه سفر های آرامش بخش و پر از رضایت معنوی بشه.


عکس صرفا تزیینی است ;)
ما از اون خانواده هاش نیستیم ولی ریا نباشه چند بار قسمت شده...
اینبار هم قرار بود روز عید مهمون امام باشیم ولی روز قبل از صبح حرم پر از بوی غذا بود، گفتم امام رضا حالا درسته که فردا دعوتیم ولی این داره بوش میاد;)
یکساعت بعد زنگ زدن برنامه عوض شده و ناهار مهمون حرمیم.

  • من
  • ۱
  • ۰

بلوغ


تو به من خندیدی و نمی دانستی؛

من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛

باغبان از پی من تند دوید؛

سیب را دست تو دید؛

غضب آلوده به من کرد نگاه؛

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک؛

و تو رفتی و هنوز؛

سال ها هست که در گوش من آرام آرام؛

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم؛

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم؛

که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت؛


حمید مصدق

  • من
  • ۰
  • ۰

تحلیف

سال۹۱ برای گروهی که تیم برگزار کننده اجلاس غیرمتعهدها بودن مصاحبه دادم.

امروز زنگ زدن برای مراسم تحلیف میای؟


  • من
  • ۰
  • ۰

هیچ

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

و آن گل بزبان حال با او می‌گفت

من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار



خیام

  • من
  • ۱
  • ۰

ای دوستان که در صف دوم نشسته اید!
وی دوستان که در صف سوم نشسته اید!
ای دوستان که در صف چارم به هردلیل
یا اینکه جایی از صف پنجم نشسته اید!
ای دوستان... شما... نه... شما... پشت نرده‌ها
آری شما که غرق تبسم نشسته‌اید
ای دوستان که در صف شش، هفت، هشت، نُه
فرقی نمی کند صف چندم نشسته اید
دیگر نصیحت صف اول صلاح نیست!
ای ناصحان که در دل مردم نشسته اید
گویند حرف عدل مگویید و مشنوید
دندان نهید روی جگر خاصه روز عید
وحدت شکن مباش و خیانت مکن دگر
دعوت به کار و خدمت و همت مکن دگر
از کارگر ز دست پر از پینه اش مگو
از دردهای سینه ی بی کینه اش مگو
آیینه ی تظلّم پیر و جوان مباش
فریاد دادخواهی معدنچیان مباش
آخر چه وقت دم زدن از عدل حیدر است؟
نهج البلاغه بسته بماند وزین‌تر است!
وحدت شکسته هر که به دشمن زند نهیب!
حرمت شکسته هر که ز جرأت برد نصیب!
هر شکوه از خیانت دشمن خیانت است!
باید گذاشت تا به ابد دست روی دست
باید گذاشت تا به ابد دست روی دست
گر پشت پا زده ست به عهدی که بسته است
مداح را چکار به نقد و نصیحت است؟
مداح مدح ما کند و بس کفایت است!
***   ***   ***   ***
کم نیست حرف‌های نگفته هنوز هم
کم نیست دردهای نهفته هنوز هم
ذاکر شوی نفس نفست وقف هیئت است
وقف صدای مردم و نذر عدالت است
آموختیم امر به معروف با حسین
هرکس حسینی است و فدایی‌ست یا حسین
مدح حسین نقد کژی‌های امت است
مداح نور دشمن تزویر و ظلمت است
هر دم میان "هِق‌هِق" و "حَق‌حَق" زحق بگو
چون دِعبِل و کُمِیت و فَرَزدَق ز حق بگو
مداح اهل‌بیت زبان نگفته‌هاست
فریاد او صدای هر آنکس که بی صداست
قند است نقد، تلخ شده کامشان چرا؟
عریان شده ست دشنه ی دشنامشان چرا؟
تحریم های تازه رسیده به خیر باد
تحریم دادخواهی و تحریم انتقاد
هرگز نمی‌رویم به ترس از میانه، ما
مرد شهادتیم چنین فاتحانه، ما
ای مردم همیشه مقاوم، به یادها
ای قوم استوار در این گردبادها
ای سروهای در دل تاریخ سربلند
ای مردم همیشه غریب و شکوهمند
تنها اگرچه در دل سنگر رها شویم
ما عهد بسته ایم زبان شما شویم
زخم زبان ز دوست و دشمن چشیده ایم
توهین نکرده‌ایم؛ که توهین شنیده ایم
حاشا در این مجاهده کوتاه آمدن
یا با فساد ثانیه ای راه آمدن

  • من
  • ۱
  • ۰

میثم مطیعی


عادت ندارم در واکنش به مسائل سیاسی اجتماعی مذهبی و... عکس پروفایلمو عوض کنم.
در زندگیم معدود آدمهایی بودن که به مرور و اغلب اوقات با گارد اولیه باهاشون آشنا شدم ولی اثرات عمیقی روی من گذاشتن. آدمهایی که تعدادشون از انگشتهای یک دست کمتره ولی از اعماق قلبم براشون احترام قائلم. کسایی که سخت قبولشون کردم ولی عمیقا بهشون علاقه دارم.
یکی ازین آدمها کسی بود که از سال اولی که دانشجو شدم جسته گریخته اسمشو شنیدم و به مرور باهاش آشنا شدم و بیشتر و بهتر شناختمش.
کسی که توی شرایط مختلف ادب، تواضع، سواد و ایمانش رو نشون داده بود.
کسی که دیده بودم حرفی رو که حق میدونه بدون در نظر گرفتن مصلحت های اجباری و خوشامد دوست و دشمن میزنه و حرف ناحق رو به هیچ عنوان قبول نمیکنه.
هیچوقت با کسایی که فحاشی میکنن نتونستم ارتباط برقرار کنم، این به معنی علیه السلام بودن خودم نیست ولی یکی از مهمترین نکات منفی برای محدود کردن روابطه.
از دیشب نظراتی که براش توی یکی از صفحات مجازی گذاشته میشه رو میخونم و باورم نمیشه یه عده آدمی رو که نمیشناسن و اکثرا تا دیروز اسمش رو هم نشنیده بودن و حتی محتوای تولید شده توسط این شخص رو دقیقا بررسی نکردن با رکیک ترین الفاظ مورد خطاب قرار بدن؛ این جدای از ویژگی های غریبیه که این فرد رو بهش منتسب میکنن.
انتقاد و توهین به هیچ وجه مترادف نیستن بلکه طرز بیان اونه که میتونه اهانت آمیز باشه. با روندی که متاسفانه داره شکل میگیره وارد فضایی میشیم که هر انتقادی توهین محسوب میشه پس هر نقد شونده ای مورد اهانت واقع شده و باید همراه لشکر جواب دهان خردکنی به منتقد (و اهانت کننده) بدن.
* در صف اول علاوه بر رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه، رئیس مجلس، ائمه جمعه، سران نظامی، واعظین دینی، نمایندگان مجلس، کاندیداهای سابق و اسبق، وزراء و کارکنان دولت هم نشسته بودن.
* پارسال هم شعر مشابهی خونده شده بود ولی مثل اینکه یا رسانه وجود نداشته یا ذره بین.
*اعتقاد دارم کسایی که با یه مساله کوچیک شروع به فحاشی میکنن در اصل نه با اون لحظه بلکه با کل روند و پیشینه اون آدم مشکل دارن.


***این پست چیزی که دقیقا میخواستم بنویسم نشد، ولی هرگونه سوالی رو در موردش پاسخگو خواهم بود.

  • من
  • ۰
  • ۰

شرکت کنندگان نهایی

سلام

بالاخره از بین حدود سی تا عکس سه تا رو برای دکتر میم فرستادم که در ادامه مطلب فابل رویتن.

ولی از اونجایی که بقیه عکسهامو هم بسی دوست میدارم، برگزیدگان اونها رو که کاپ اخلاق گرفتن:-) در پست های جداگانه ای معرفی میکنم.

عکسهای اول و دوم سیزده بدر امسالن

و عکس سوم پاسگاه زید، منطقه عملیات رمضان در استان خوزستان.