بود...هست...نیست

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۱
    2030
  • ۰
  • ۰

کنکور

بالاخره دیو بیرون رفت و فرشته به درآمد :-)

الان تا اعلام نتایج فراغ‌بالانه ترین ایام زندگی یه از کنکور فارغ شده است که تا وارد دانشگاه نشه ارزش این یکی دو ماه مشخص نمیشه

درسته یه رشته هایی اسما خیلی مشهورن مثل حقوق و روان‌شناسی برای انسانی ها، برق و عمران برای ریاضی ها، پزشکی و دندون برای تجربی ها و گرایش های هنر و زبان های مختلف ولی گاهی نوشتن ازشون و محیط درسی‌ای که چشم انتظار یه دانشجوئه شاید خیلی با تصورات یه دانش‌آموز متفاوت باشه

حتی بعضی دانشگاه ها با همه کیفیتشون شاید خیلی شناخته شده نباشن و بعضی ها در عین اسم و رسم دار بودن برای بعضی رشته ها اصلا جالب نباشن

یه نظرم کار خوبی می‌شد تا اعلام رتبه ها* مثل یه بازی وبلاگی هرکسی تجربه خودش رو از دانشگاه و حتی شهر دانشجویی و آمادگی هایی که بعدا فهمیده از قبل بهتر بوده کسب کنه و رشته خودش هر‌چقدر هم معروف، بنویسه

شاید توی انتخاب بهتر مسیر چهارساله پیش رو به خیلی ها کمک بکنه


هر کسی در مورد این موضوع نوشت خوشحال میشم لینکشو اینجا هم بذاره :-)


* ایام بعد از اعلام نتایج فضا هیجانیه و قبل ازون بهتر و بیشتر میشه در این مورد نوشت و صحبت کرد


** رفع سوتفاهم نوشت :

کنکوری نیستم ولی کنکوری هارو دوست دارم


  • من
  • ۱
  • ۰

چراغ اول

توی کارشناسی رشته مهمتر از دانشگاهه و توی ارشد برعکس!



ممکنه آدم بین دوتا انتخاب سخت گیر بکنه: دانشگاه درجه1، رشته درجه2 و رشته درجه1، دانشگاه درجه2

منظور از درجه ها علاقه شخصیه نه کیفیت رشته و دانشگاه

زمان انتخاب رشته شاید یه عده ترجیح بدن یه دانشگاه مطرح آبیاری گیاهان دریایی بخونن تا برن یه دانشگاه پایین‌تر و رشته بهتر

شاید دانشگاه اسم و رسم دار، دهن پرکن باشه و چیزهایی که اونجا تجربه میشه به‌راحتی جای دیگه ای پیدا نشه ولی بعد از فارغ التحصیلی همه می‌پرسن چی خوندی نه کجا خوندی

این به‌جز جو داخل خود دانشگاهه که اگر علاقمند به رشته تحصیلی نباشی، هر استعدادی داشته باشی زیرمجموعه اسم رشته قرار می‌گیره و برای اثبات توانایی‌ها باید بیشتر مایه گذاشت

 

اگر ادامه تحصیل برای کسی مهمه رشته ای که واقعا علاقمنده (حتی اگر پیام نور یه شهر کوچیک) خیلی خوب بخونه، توی ارشد میشه جبران کرد و یه دانشگاه مطرح قبول شد


  • من
  • ۰
  • ۰

پاموک

دوست عزیز

دوست داشتنی

با صداقت

آرامش بخش

مهربون

لطیف

و صاحب یه قلب زلال و پاک


تولدت مبارک🌹 


  • من
  • ۰
  • ۰

دیباچه

چند روزه دارم به جزییات پستی که میخوام در مورد دانشگاه منتشر کنم فکر می‌کنم و با نوشتن تیترها متوجه شدم بیشتر از اون چیزی می‌شه که فکر می‌کردم

تصمیم گرفتم چند تا پست کوتاه جداگونه برای هر تیتر بنویسم و با فاصله منتشر کنم

امشب ان‌شاالله اولین قسمت خواهد بود


  • من
  • ۰
  • ۰

پساکنکور

تقریبا یک هفته صبر کردم و آشکار و نهان خلایق رو به نوشتن فراخواندم ولی جز اندکی لبیک نگفتن و اینگونه شد که رفتم آرشیوها رو هم ورق زدم


*بوبک یه زبان خونده ی زیست شناسه

یعنی اول کمی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه چمران اهواز خونده و بعد رفته زیست شناسی یه دانشگاه دیگه رو ادامه داده

از انتخاب خودش هم بسیار راضیه:-)

اگه هنوز به جمله طلایی چراغ اول ایمان نیاوردین ،بوبک رو الگو قرار بدین و بیارین

و اگه اطلاعی از دانشگاه چمران ندارید باید بگم دانشگاه مادره، یعنی همه رشته هارو داره

علوم پزشکیش به جندی شاپور معروفه

از گرمای بهار و اوایل پاییز اهواز که بگذریم بسیار فضای دانشجویی گرم و دانشینی داره

مجموعه خوابگاهی تقریبا خوبی داره و بخاطر قطب چندتا استان با تنوع قومیتی، ممکنه از هر قومی اونجا همکلاسی و خوابگاهی داشته باشین

این پست ایشون یه لینک کانال معرفی رشته‌اس که تقریبا از هرگروه چندتا رشته معرفی شدن


 *دلژین یک عدد مهندس پزشک شده‌اس

یعنی اول یه سال مهندسی خونده بعد وارد علاقه اول و آخرش یعنی پزشکی شده:-)

توی شهری که درس می‌خونه تنها زندگی می‌کنه و کوله بار تجربه‌اس

یه مجموعه پست کنکور و ملحقات داره که بسیار راه‌گشاست

اگه انتخاب ازلی و ابدی‌تون پزشکیه و حاضر نیستین حتی به زیرگروه های پیراپزشکی نگاه کنین یه سر به این لینک بزنید


*حریر یه عاشق بالفطره ادبیاته

کسی که از اول انتخاب کرده و تا آخر پای همون وایساده و استعدادشم داره

چیزایی که توی این رشته برای دوام آوردن خیلی لازمن...

الان هم دانشگاه خوارزمی درس میخونه

نوشته‌های کمی درباره کنکور و حواشیش داره ولی خوندن همون معدود پست‌ها و مخصوصا این پست رو به کسایی که دارن تا اعلام نتایج از استرس روزهاشونو حروم می‌کنن توصیه می‌کنم


*جولیک یه مهندس کامپیوتر شهید بهشتی خونده‌ی ضد شهید بهشتی رفتنه

یه پست ضدتبلیغ هم داشت که فرصت نکردم پیداش کنم

اگه دوست دارین این دانشگاه درس بخونید تا بعد از انتخاب رشته اصلا سراغ جولیک نرید

چون شمارو با واقعیاتی آشنا می‌کنه که تقریبا توی پنجاه درصد دانشگاه‌های تهران مشترکه و اصلا برای نوگل خندانی که دانشگاه رو مدینه فاضله می‌دونه دونستن‌شون شیرین نیست

باید کم کم متوجه بشین اسم دانشگاه از بیرون بقیه رو می‌کشه از درون خودتون رو 


*شباهنگ یه مهندسی برق شریف (این شریفه مهمه ها خیلی مهمه) خونده‌ی زبان‌شناسی ادامه داده‌ی احتمالا علوم شناختی خواهد ادامه داد، است

هر توضیح اضافه ای تیترو ضایع می‌کنه:-))


 *انیشتین زمانه‌ات را بشناس

ماگدالین یا دیوونه‌ی خل و چل( استغفرلا) یه المپیاد فیزیکی و دانشجوی فیزیک شریفه!

خیلی بعد از کنکورش وبلاگ ننوشت و توضیح عمومی نداد ولی بهرحال چهره ماندگارن:-)


*بیولوژک زیست شناسی سلولی مولکولی میخونه و خیلی جامع و کامل واحدهای درسی و رشته اش رو معرفی کرده؛ اگر عشق پزشکی کورتون نکرده و نظر چوگویک رو هم قبول ندارین:-) بقیه قشنگی های دنیا رو هم ببینید:-)


*همدم ماه سال اول پزشکی رو چند روز پیش تموم کرده و الان هم این پست بسیار موجز و مختصر رو در مورد چه بخوانیم؟ پزشکی؟ دندون؟ دارو؟ از کانال مستانه براتون گذاشته و راهنمایی های دقیقی کرده:-)) 


** اگر فکر می‌کنین رشته خاصی رو فقط بخاطر خوندن یکی دوتا کتاب توی دبیرستان دوست دارین و مصمم به ادامه دادنش هستین حتما حتما تحقیق کنید

تا جایی که متوجه شدم توی بیان در رشته‌های متنوعی بلاگر داریم که میشه ازشون در مورد محیط درسی، کتاب‌هایی که در طول تحصیل می‌خونن، بیشترین موضوعی که باهاش سروکار دارن و فضای علمی و شغلی پرسید

گاهی چیزی که توی مدرسه خونده میشه یه قطره شیرین از یه مجموعه تلخ و شیرین بزرگه

ممکنه یه رشته اسم جذابی داشته باشه ولی در عمل خیلی خشک‌تر ازون چیزی باشه که به‌نظر می‌رسیده و پاس کردن هر واحد درسیش عذاب باشه


*** به توانایی‌ها و علاقه‌ها بدون اغراق نگاه و متناسب با روحیات، رشته انتخاب کنید

گاهی تصورات اشتباه از خودمون مارو به سمت انتخابی می‌برن که رضایت واقعی توش حاصل نمیشه...


  • من
  • ۱
  • ۰

منشور

* یکبار فیلمی می‌دیدم که در اون آدمی برای اولین بار دوربین چشمی دید و وقتی از توی اون به اطرافش نگاه کرد دنیای عجیب و متفاوتی می‌دید که باور نمیکرد همون محیط قبلی خودشه و چندبار با حیرت دوربین رو به چشمش نزدیک و دور می‌کرد و محو این شگفتی شده بود

این صحنه همیشه جلوی چشمم هست و گاهی هم یادش می‌افتم

وقت‌هایی که با یه نفر صحبت می‌کنی و سر موضوعات مختلف بحث میکنی و متوجه می‌شی طرف مقابل یه دوربین جلوی چشمش گرفته و فقط دنیایی که از توی اون چشمی میبینه رو می‌فهمه و قبول داره و هر چقدر هم بخوای سرش رو بیرون بیاری تا همه اطرافشو ببینه قبول نمی‌کنه و محو دنیای توی چشمی شده...

این ویژگی باعث میشه نتونه آدم‌های اطرافش رو شامل طیف گسترده‌ای از رفتار و علایق ببینه

ناخودآگاه ذهن علاقه داره آدمها رو بر اساس چند تا ویژگی شاخص دسته‌بندی کنه و توی طبقه بچینه

توی هر طیف فکری و اعتقادی و تحصیلی و ... هم این حالت به وفور دیده میشه

به لطف فضای هم مجازی قضاوت‌ها سریع‌تر و تیزتر هم شدن

مثلا جایی می‌بینی کسی نوشته تورو خدا تو خونه حیوون نگه ندارید هم اونا گناه دارن هم ما

بهش میگن ده تا بچه بیاریم خوبه؟ اینجوری شماها راضی میشین؟

کسی میگه آخر شب صدای آهنگتونو پایین بیارین بقیه اذیت نشن

جواب میدن همش نوحه و هیات باشه و گریه خوبه؟ با اون‌ها مشکلی ندارین؟

میگن خداوکیلی حالا که سفر زیارتی حلاله ارز کشورو نبرین سوغاتی بخرین

میگن ببریم آنتالیا و پاتایا خرج فلان کنیم خوبه؟

 

** چند روز پیش توی یه گروه مجازی مطلبی گذاشته شد با این مضمون که داشتن دست راست ارزشه و مواظب باشیم ارزش‌ها بی ارزش نشن

 (البته واضحه که موضوع دست راست نیست و برای تقریب به ذهن عرض میکنم)

پرسیدم چرا صرف داشتن دست راست، ارزشه؟

این به این معنیه که دزدی نمی‌کنم؟

یا به این معنیه که مثلا دزدی‌ای که شامل شروط 16 گانه قطع دست بشه انجام ندادم

یا اصلا دزدی نمی‌کنم ولی تهمت زننده، دروغگو، منحط اخلاقی یا هر چیز دیگه ام

یا با فرض اینکه با اجرای حد، گناه فرد پاک می‌شه کسی که دستش راستش قطع شده از من پاک‌تره

یا شاید دست راست کسی توی جنگ قطع شده

یا اصلا توی نزاع خیابانی قطع شده

یا دزدی کرده و قطع شده ولی همچنان با دست چپش به دزدی مشغوله

یا فرض بگیرید ژان والژان اینجا بود و بعد از دزدی دستش قطع می‌شد، شخصی که خودش همیشه نون داره حق داره بگه باید بر گرسنگی غلبه میکرد و مرتکب دزدی نمی‌شد؟

لزوم داشتن یه ویژگی جسمانی که در ایجاد اون دخیل نیستیم چرا باید ارزش باشه؟

با فرض همه این‌ها لزوما می‌تونیم بگیم صرف داشتن دست راست و قطع نبودنش برای کسی ارزشه حتی توی اسلام بر وجودش تاکیدی شده باشه؟

خب در نهایت فکر بقیه چیزی توی مایه‌های این بود کسی که دست راستش قطع شده الان برای دفاع از خودش داره دلیل میاره یا از بحث به صحرای کربلا می‌زدن که بعله که داشتن دست راست ارزشه و کارهای خدا بی‌حکمت نیست و جامعه غرب که حکم قطع دست ندارن الان گرفتار چه فجایع انسانی و ... شدن


*** در منطق اصل خیلی مشهور " اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کند" هست که خلاصه اش اینه: وقتی گفته می‌شه قرمز، رنگ قشنگیه به این معنی نیست که بقیه رنگها زشتن

با همین اصل می‌شه آدمها رو یه طیف گسترده ببینیم

کسی که کتاب می‌خونه معنیش این نیست عقاید عوامانه نداره

کسی که به فلانی رای داده معنیش این نیست با سر تا پای یه کلیت موافقه

کسی که با غیر همجنس خودش صحبت می‌کنه معنیش این نیست با هر کیفیت رابطه ای موافقه

کسی اعتقادات مذهبی نداره معنیش این نیست که هیچ حریمی نداره

کسی که به خدا اعتقاد داره معنیش این نیست هیچ مساله‌ای توی ذهنش نداره

کسی که با موضوع الف موافقه معنیش این نیست حق نداره با ب و جیم مخالفت کنه

کسی که نماز نمی‌خونه و روزه نمی‌گیره معنیش این نیست سفر زیارتی نمی‌ره

و خیلی مثال‌های دیگه که حتی متناقض با همدیگه‌ان و حتما همه‌مون باهاش برخورد کردیم

 

**** سعی کنیم قبل از به سرعت نظر دادن در مورد بقیه، بیشتر و عمیق‌تر نگاهشون کنیم...


  • من
  • ۱
  • ۰

قبل از اینکه بازی بعدی ایران توی جام جهانی انجام بشه و با ژست اخبار ناراحت کننده شادی ملتو زهر بکنم یه سوال بپرسم...

کسی در مورد بیشتر از دوهزار بچه ای که پدر و مادرشون از ایالات متحده اخراج شدن و اونها رو از والدینشون جدا کردن و به مراکز نگهداری فرستادن نظری نداره؟


* FATF و یمن و قیمت یورو و کمپین مالی واکسن اچ پی وی و کازرون و شهادت مرزبان ها و شیخ علی سلمان و ... هم فراموش شدن...

** ایران میزبان لیگ جهانی(ملتها) والیبال بود و در سه بازی آخر خودش در تهران، ورود خانمها هم به ورزشگاه آزاد بود و صحنه خالی بودن صندلی های سالن دوازده هزار نفری آزادی واقعیت رو نشون میدادن...  

  • من
  • ۱
  • ۰

امشب

بخوان دعای فرج را

دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است

بال و پر دارد

...




* برای همه کنکوری های بلاگ هم دعا کنیم‎(:‎

 

  • من
  • ۰
  • ۱

2030

چند سال پیش که به واسطه کارورزی دوستان رشته‌های مرتبط با مدارس و سکونت اجباری در منطقه 2، داستان‌های مشاورهاشون رو می‌شنیدم، تفاوت فرهنگی و ... در تربیت نسلی رو می‌دیدم که انگار آموزش و پرورش ازشون یه قدم عقبه...

مسائلی که توی شهرهای دیگه هنوز قبح خودشون رو دارن به راحتی جزو رفتارهای روزمره اس...

خانواده‌هایی که هزار و یک مساله اخلاقی داشتن و از کادر مدرسه انتظار تحویل دادن یه انسان نرمال به جامعه رو داشتن

دسترسی دائم به الکل و پورن و غافل شدن خانواده ها از چطور بزرگ شدن بچه‌هاشون

پدری که هر شب مست و لایعقل خانم همراه خودش به خونه ای میاره که با دختر دبستانیش تنها توی اون زندگی میکنه و هیچ حریمی برای روابطش قائل نیست و عوارض بلوغ زودرس فرزندش رو فقط مشاور مدرسه میبینه

مادر پزشک متخصص متاهلی که روابط خارج از عرفش با مرد دیگه، باعث بروز ناهنجاری رفتاری فرزندش توی مدرسه شده

مادری که وقتی شوهر مهندسش هفته ها جنوب کشور کار میکرد مرد دیگه ای رو به خونه میاورد و عوارض روحی این رابطه و مخفی نبودنش، دختر نوجونش رو به افسردگی کشیده بود

پسرهای دبستانی ای که وقتی صحبت های دونفره شون رو اتفاقی می‌شنیدی فکر میکردی دو تا مرد متاهل دارن تجارب خصوصیشون رو به‌هم منتقل میکنن

دخترهای نوجونی که رابطه داشتن با جنس مخالفشون رو جزو حقوق اون پسر می‌دونستن و نه گفتن یا حتی ابراز عدم تمایل، براشون غیرقابل تصور بود

دوران نوجونی احساسات سریعتر رشد میکنن ولی عقل هنوز برای همراهی درست باهاش هماهنگ نشده و جند سال صبر میخواد

پارسال همین موقع ها بود که سند2030 مطرح شد و خب اونموقع هر صحبتی به غیر‌کارشناسانه‌ترین حالت تخطئه می‌شد

اشکال عمده ای که سند2030 داشت این بود که نظام آموزشی نباید در بیرون از کشور نوشته شود که البته تنها اشکال هم نبود و مغایرت های اساسی با دین و عرفمون هم داشت

اول از همه بهتره یه بار متن این سند رو به انگلیسی از توی سایت یونسکو بخونین، و توجه کنید که توی اسناد بین المللی کلمات و بار معناییشون بسیار مهمه و لزوما برداشت شخصی از یه کلمه به معنی درست بودن نیست(کلمه Suspend در متن برجام را به یاد آر)

بعد ترجمه یونسکو به یونسکو جلو برید و هر کلمه ای که فکر میکنید توی ذهن شما مشخصه، در اسناد دیگه این سازمان بررسی بکنید تا به تعریف دقیق کلمه برسید

معروفترین مثال هم کلمه‌ی خانواده، که توی ذهن ما یه خانم و آقاست، ولی منظور یونسکو هر دونفری که کنار هم زندگی می‌کنن( بحث برخورد با دگرباشان جنسی جداست)

مثل کنوانسیون حقوق زنان(رفع تبعیض علیه زنان) که وقتی اونموقع‌ها بندهاش رو برامون میخوندن همه به به چه چه گویان در تعجب بودیم چرا باید ایران مخالف همچین چیزی باشه

وقتی توضیح دادن زمانی که گفته میشه خانم ها اجازه دسترسی به همه مشاغل رو داشته و مورد حمایت باشن، روسپیگری هم جزو مشاغله و ایران باید ازین شغل حمایت بکنه

و اینکه ما نمی‌تونیم بگیم حله! بعد بیایم اونجاهایی که با عرف ما نمیخونه رو انجام ندیم

چون این تعهدنامه های بین المللی معمولا هیات های پیگیری و بررسی و زمان‌بندی اجرا دارن که مثلا دو سال فرصت دارین از نقطه 1به 2 رسیده باشین و در صورت اهمال پیگیری های لازم انجام میشه

مثلا با توجه به تعداد نرمال سقط در یکسال شما موظف به ارتقای بیمارستان ها و امکانات پایان بارداری در همه کشور می‌شین که این موضوع رو نهاد نظارت کننده پیگیری میکنه

در مورد ایران که ما اصلا نهاد و مولفه مشخصی برای نظارت بر نحوه اجرای2030 اعلام نکردیم

نکته جالب اینکه بعضی ازین معاهدات بین المللی خیلی معمولی، پشتوانه نظامی دارن!

اینکه حالا یه عده میگن اومدن خانم اشکی به ماه عسل و صحبت از واکسن اچ پی وی و آموزش های جنسی برنامه ریزی شده بوده و سند 2030 و .... در حقیقت یه خلط مبحثه

هیچ عقل سلیمی آموزش های لازم سن بلوغ، آشنایی با بدن، بیماری های پرخطر و روش انتقال و سلامت جنسی رو رد نمیکنه

و البته آموزشی که به یه نوجون با مختصات اول متن داده میشه، با آموزشی که توی یه روستا توی هرمزگان داده میشه مثل هم و همزمان نیست و نباید باشه ولی در اینکه اصل آموزش باید وجود داشته باشه شکی نیست

چون به اندازه همون موضوعات اول متن، داستان های عجیب‌تر حتی از قشر تحصیلکرده‌ی بدون آموزش درست دیدم و شنیدم...

سند2030 ابعاد گسترده ای داره که اینجا جای بررسی اونها نیست ولی اگر دوست داشتین این برنامه قسمت هایی ازین سند رو بررسی کرده، ببینید.

یا بخونید


  • ۰
  • ۰

هدیه

ده سال پیش بود، شاید همین روزها بچه مدرسه ای بودم که رفتم کافی نت و برای اهدای عضو ثبت نام کردم.

یادمه موقع زدن اون تیک های اعضای اهدایی یکم از فکر کردن به بدن مرده خودم چندشم شد و برای اهدای قرنیه ام یکم دودل بودم

اونموقع غیر از یه نفر، تو خونه کسی خبر نداشت تا کارتها اومد دم در!

اشتباها دو تا کارت برام فرستاده بودن، احتمالا برای قاب کردن به یاد آن مرحوم مغفور سفر کرده:-)

مامانم که همون موقع میخواست جنازمو تحویل واحد فراهم آوری اعضای پیوندی بدهD-:

از آنجایی که این کارت صرفا جنبه تزیینی دارد و هیچگونه ارزش دیگری ندارد بجز اینکه به خانواده یعنی اولیای دم یادآوری بکنه آن مرحوم خودش اصرار داشت شام شب سوسک و مورچه ها نشه! هربار تلوزیون یا اطرافیان خبر پیوند عضو مرگ مغزی رو اطلاع میدن مامانم یادآوری میکنه من که رضایت نمیدم!

برای رضایت گرفتن امیدم بعد از خدا به احسان علیخانیه، که یه چند تا ماه عسل اسلشر دیگه بره! احتمالا کل خانواده کارت میگیرن و داوطلبانه عضو اهدا میکنن:-)

چند شب پیش هم سینمایی "فصل نرگس" رو پخش میکرد، جدای از اینکه چه فیلم خوبی بود، مامانم هم با دقت داشت میدید و منم به تناسب فضا چند خط روضه میخوندم که چقدر خوبه آدم باقیات صالحات بذاره، چقدر خوبه آدم عاقبت بخیر باشه و بعد از مرگش خوبی هاش ادامه پیدا بکنه و یه عده هنوز از وجودش بهره خیر ببرن، هر کسی که نمیتونه شهید بشه و با رزومه پاک بره، ولی این کار مخصوصا وقتی با انتخاب خودت باشه، شاید باعث بشه یه چیزایی از پرونده ات پاک بشه...

هیچکدوم از ما از فردای خودمون خبر نداره شاید ده سال دیگه برای داشتن یه قلب سالم قراره دعا بکنم زندگی دیگه ای که تموم شده رضایت بده زندگی من ادامه پیدا بکنه...

تو نیکی میکن و در دجله انداز              که ایزد در بیابانت دهد باز

cart

*اونموقع کارتها این شکلی بود الان دیدم عوض شدن ولی اون اسم واحد فراهم آوری اعضای پیوندی آدمو یاد تره بار برادران قصاب زاده و شرکا میندازهD-:

در وب آقاگل بیشتر بخوانید : http://aghagol.blog.ir/post/1175

  • من
  • ۰
  • ۰

مارکوپولو

از اول بهمن تا الان دوزاده تا سفر کوتاه و بلند داشتم که اواخر این هفته یکی دیگه باید برم

انقدر نماز شکسته خوندم که دیگه برای کامل خوندن باید ریست فکتوری بکنم

حالا ماه رمضون که بشه دریغ از رفتن تا خیابون بغلی چه برسه روزه مسافر‎;)‎

هعی

کتابهایی که این مدت و ایام نمایشگاه گرفتم رو هم باید بشینم افطار تا سحر بخونم

اینها جدای از دسته بندی و رده بندی انیمیشن هاست که خودش یه پروژه عظیمه ولی اصلا خسته کننده نیست خداروشکر‎(:‎

اگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم به یاریم بیان مشق های کلاس رسانه مو تحویل بدم‎):‎

بشینم عکسهای سفر کشیمر نرفته رو همزمان با قیمت دلار😢لایک بکنم‎:D

پروژه کتاب کودک ناتمام پارسال رو به حول و قوه الهی یه سروسامون بدم

کادوهای تولد خاندان جلیل القدر رو تهیه کنم‎:'(‎

الانم برم بشینم سر کتابخونیم که به ددلاین سه شنبه برسونم

تا ساعتی دیگر هم باید برم کتابهای امانتی یکسال و نیم پیش دوست عزیز بلاگر سابق رو به اضافه چندتا کتاب تازه از تنور نمایشگاه دراومده و "جز از کل" نمایشگاه پارسال رو به دستشون برسونم

* تازه فهمیدم کتاب "اتاق" و "پروفسور و پرستار" از خریدهام جا موندن

احتمالا نشر آموت تخفیف نداشته وگرنه دوسال از لیست جا موندن چه حکمتی داره؟

** با تشکرات ویژه ازون دوتا خانمی که وقتی خریدهام تموم شده بود از کنارم رد شدن و با اسم بردن از دوتا کتاب یادم انداختن من سه تا کتاب دیگه میخوام خلاصه ممنون‎(:‎

*** از زمان دانشجویی خیلی دست که نه پا به سفرم خوب بود و حداقل نصف استانها رو رفتم و معمولا از چند روز تا چند هفته اونجاها زندگی کردم. بقیه بهم میگفتن مارکوپولو، ان شا الله دعای خیر دوستان بدرقه راه بشه بیرون ایران ندیده مخصوصا اون کشمیره‎:D از دنیا نرم الهی آمین!


  • من
  • ۰
  • ۰

Tu m'oublieras






Je te n'oublierai pas *

  • من