بود...هست...نیست

دنبال کردن و شدن قاعده دارد نه اجبار!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۱
    2030
  • ۰
  • ۰

منِ دیگرِ ما


خودمان را در لشکر عمر سعد پیدا کنیم

 

روایت ششم: یزید

 

یزید بن حارث شیبانی در کربلا رو به روی امام حسین ایستاده بود و فرمانده یک لشکر از لشکریان عمر سعد شده بود.

یزید بن حارث اما با امام حسین غریبه نبود و از اصحاب امیرالمومنین به حساب می‌آمد.

یزید زمان پیامبر را درک کرده بود اما بعد از پیامبر و به دست امیرالمومنین مسلمان شد.

یزید تازه مسلمان، وقتی فتنه پیامبران دروغین بالا گرفت و کسی به نام مُسَیلَمه، از احساسات معنوی مردم و خلا حضور پیامبر استفاده کرد و جمع زیادی را فریب داد، به عنوان یک سرباز، همراه لشکری به جنگ با او رفت.

امیرالمومنین در زمان جوانی یزید بن حارث یک بار از احوالش جویا شد و بعد خدمت‌کاری را به او دادند. بعدتر یزید با خدمت‌کارش ازدواج کرد و نتیجه‌اش فرزندی شد به نام حوشب.

در جنگ صفین که امام مقابل معاویه ایستاده بود، یزید علمدار بخشی از سپاه امام بود و در دفاع از ایشان جنگ می‌کرد.

بعدتر اما ارتباطش را با امام و یارانشان ادامه‌ نداد و آهسته آهسته راهش را به سمت جناح بنی‌امیه تغییر داد. جناحی که هم ثروت داشت، هم قدرت داشت، هم رسانه‌های تبلیغاتی داشت و هم دین نداشت.

یزید بن حارث را خیلی‌ها در کوفه می‌شناختند اما نمی‌دانستند جاسوس بنی‌امیه در میان بزرگان و نام‌داران شهر است.

معاویه که مرد، بزرگان کوفه دور هم نشستند و حرف‌هایشان را یکی کردند و برای امام نامه نوشتند و دعوت‌نامه فرستادند. یزید هم که از سرشناسان شهر بود در جلسه حاضر شد. چهره‌ها را می‌دید و حرف‌ها را به خاطر می‌سپرد تا همه را به دارالحکومه کوفه منتقل کند. همه ریش سفیدان نامه را امضا کردند و یزید هم پای نامه را مهر زد.

بعد از آمدن مسلم، یزید هم مثل همه مردم کوفه، پشت مسلم را خالی کرد و وقتی امام حسین به کربلا رسید مامور شد با دو هزار سرباز از کوفه به سمت اردوگاه عمر سعد برود.

امام حسین در کربلا چند بار سخنرانی کرد و هر بار تلاش کرد بهانه‌های جنگ را از کوفیان بگیرد.

یک بار سخن به نامه‌های اهل کوفه رسید. امام فرمودند خود شما مگر نامه نفرستادید و ننوشتید که بیا ما پذیرای تو هستیم؟ بعد چند نفر را در لشکر عمر سعد نام بردند و پرسیدند مگر خودتان پای نامه‌ها را امضا نکردید. یزید هم یکی از آن‌ها بود که امام صدایش زد.

یزید با اهل بیت ناآشنا نبود، مورد توجه و لطف امیرالمومنین هم قرار گرفته بود، در آغاز برای نجات اسلام از معنویت‌های دروغین و بعدتر برای مبارزه با طاغوت معاویه شمشیر زده بود، اما در نهایت در صف کسانی ایستاد که یک روز علیه‌شان جنگیده بود و با کسی جنگید که یک روز برای دفاع از پدرش شمشیر زده بود.


  • ۹۷/۰۶/۲۵
  • من

نون والقلم

نظرات (۲)

  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • خدا عاقبت مون رو ختم بخیر کنه
    پاسخ:
    ان شا الله...
    خیلی از یزیدبن حارث بدم اومد.. خییییییلی.. بدبخت شد به معنای واقعی کلمه. خدا به ما رحم کنه.. 
    پاسخ:
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی